تبليغاتX
نه قرمز نه آبی فقط زرد قناری
 بازگشت

به نام آفریدگار هستی بخش

با نام و یاد خدا آغاز کردم این قصه تلخ را و با نام خدا به سرانجامی تلخ پایان دادم و اکنون یکسال از آن پایان تلخ قصه میگذرد و من پس از گذشت یکسال تصمیم گرفتم حرفهای نگفته این مدت را بر زبان بیاورم چیزهایی که با رخ دادنش جگر خیلی ها را آتش زد ولی حرفی به کلام نیاوردند .

لیگ نهم نیز با فرازو نشیبهایش به پایان رسید و آنچه نصیب کاروان سپاهانیان شد چیزی جز حسرت نبود. آری حسرتی که امروز خواهیم خورد تلختر از حسرت لیگ هشتم نیست ، شاید خاطره تلخ لیگ هشتم هرگز از ذهن هواداران اصفهانی پاک نشود اما اگر کمی عاقلانه فکر کنیم خواهیم فهمید که حوادث تلخ سال گذشته زنگ خطری برای سپاهانیان بود . چیزی که آنها را شکست داد عوامل و دست اندرکاران لیگ نبود ، این غرور بود که آتش بر جگر آنها زد ، آری غرور سرتاپای سپاهانیان را در بر گرفته بود آنها خود را نایب قهرمان آسیا قلمداد میکردند و با درخشش یکی دو ساله خود را قطب سوم ایران معرفی کردند تمام اشتباهات آنها در این بود که فکر میکردند حرفه ای شده اند بازی کردن در شرایط سخت را تجربه نمودن دلیل بر حرفه ای بودن نیست و این چیزی بود که آنها را فریب داد و پایان تلخ لیگ هشتم و نهم ضمیمه پرونده آنان شد ، شاید کمتر کسی فکر میکرد که آن سپاهان رویایی روزی فرا رسد که به یک تیم بی انگیزه تبدیل شود حضور مربیان نالایق که پس از ترک لوکا به روی کار آمدند یکی دیگر از عوامل ناکامی های آنان شد و این تیم نه تنها موفق نبود بلکه نیمی از هواداران خود را نیز از دست داد به طوری که ورزشگاه فولادشهر در آخرین بازی لیگ نهم در سکوتی مرگبار به سر میبرد .

حال چه شد آن سپاهانی که مدعی بود قطب سوم فوتبال ایران است به کجا رود آیا به خاطره ها ملحق شد یا یک رویای شیرین کوتاه مدت بود . نتایج ضعیف و تحقیر آمیز سپاهان در لیگ قهرمانان آسیا چیزی را که نشان داد با تصورات هوادارانش همخوانی نداشت.

حضور در لیگ جهانی بر غرور بی مورد آنان بیش از پیش افزود و آه مادر و فرزندی نابینا آنها را به آتش کشید. ما باید این را به خود بقبولانیم که تا زمانی که دوتیم تهرانی هستند هرگز سپاهان نمیتواند قطب دیگری از فوتبال ایران باشد.

حرفهای نگفته زیاد دارم اما چه سود که وقت تنگ است و من توانایی نوشتن آن را ندارم .

با آرزوی روزی که سپاهان غرورش را کنار بگذارد و دوباره به همان روزهای شیرینش باز گردد.

|+| نوشته شده توسط علی کوهستانی در جمعه هجدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 13:8